خانه
گاما

متن درس علوم و فنون ادبی (2) کلاس یازدهم رشته انسانی و معارف

درس 4: سبک عراقی سبک شناسی قرن‌های 7 و 8 و 9

بازدید136/4 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/7

ویژگی‌های سبک عراقی

الف) شعر:

ویژگی‌های شعر این دوره در سه قلمرو عبارت‌اند از:

1- زبانی:

برخی از ویژگی‌های زبانی شعر این دوره عبارت‌اند از:

- چهارچوب زبان همان چهارچوب فارسی قدیم یعنی زبان سبک خراسانی است که تا حدودی مختصات جدید یافته است؛
- لغات فارسی اصیل قدیم کم شده و جای آنها را لغات عربی گرفته است؛
- «می» اندک‌اندک جای «همی» را گرفته است؛
- «در» به جای «اندر» در حال جایگزین شدن است و نیز واژه‌های «ایدون، ایدر، اَبَا، اَبَر و...» بسیار اندک به کار می‌روند؛
- به کارگیری حرف نشانهٔ «مَر» در کنار مفعول جمله کم شده است.

اساساً مهم‌ترین ویژگی زبانی سبک عراقی همین درهم آمیختگی مختصات نو و کهن است که گاهی در یک شعر کوتاه نیز در کنار هم دیده می‌شود.

2- ادبی:

برخی از ویژگی‌های ادبی شعر این دوره عبارت است از:

- در شعر این دوره کاربرد غزل بیشتر شد و جایگاه «تخلّص» در انتهای آن تثبیت گردیده است.
- توجّه به علوم ادبی از جمله «بیان» و «بدیع» بیشتر شده است.
- شعر این دوره از دربار خارج شد؛ قصیده از رونق افتاد و غزل عارفانه و عاشقانه رواج یافت.

3- فکری:

برخی از ویژگی‌های فکری شعر این دوره به شرح زیر است:

- فکر در این دوره با تأثیرپذیری از مسائل سیاسی و اجتماعی دستخوش تغییر شده است؛ مثلاً در دورهٔ خراسانی، معشوق شاعر، زمینی و دست‌یافتنی بود؛ ولی در شعر این دوره، مقام معشوق اندک‌اندک متعالی می‌گردد تا آنجا که گاه با معبود یکی می‌شود.
- بعد از حملهٔ مغول و خدشه‌دار شدن غرور و احساسات ملی ایرانیان، نیاز داشتن به سخنان آرام‌بخش و توجه به امور اخروی بیشتر می‌شود و این امر باعث رواج بیشتر تصوف می‌گردد؛ برخی اندیشه‌ها، از جمله بی‌اعتباری دنیا و اعتقاد به قضا و قدر رواج بیشتری می‌یابند.
- پرهیز از زهد ریایی، توجّه به صفا و پالایش درون، برتری عشق بر عقل و امثال آنها مفاهیم و اندیشه‌های شعر این دوره را رقم می‌زنند.

مقایسهٔ ویژگی‌های فکری سبک خراسانی و عراقی

خراسانی عراقی
ستایش خرد ستایش عشق
شادی‌گرایی غم‌گرایی
وصال فراق
واقع‌گرایی یا توجّه به دنیای بیرون ذهن‌گرایی یا توجّه به دنیای درون
رواج روحیهٔ پهلوانی و حماسی رواج روحیهٔ عرفانی و اخلاقی
باور به اختیار و اراده باور به قضا و قدر
زمینی بودن معشوق آسمانی بودن معشوق
بازتاب اندک علوم در شعر بازتاب بیشتر علوم در شعر

ب) نثر:

ویژگی‌های نثر این دوره در سه قلمرو عبارت‌اند از:

1- زبانی:

در این قلمرو ویژگی‌های زیر شاخص‌تر است:

- نثر فنی کم‌کم در قرن هفتم ضعیف می‌شود و در قرن هشتم با سیطرهٔ تیموریان بر ایران از میان می‌رود، تا آنجا که نثر ساده در اکثر کتاب‌های این دوره جای نثر فنی را می‌گیرد. در قرن ششم چنین مرسوم بود که برخی نویسندگان، آثار موجود را که به نثری ساده بود، به نثر فنی باز می‌نوشتند. در این دوره (قرن هفتم و هشتم) برخی نویسندگان، کتاب‌های مشکل را به زبان ساده بازنویسی می‌کردند؛ چنان که ملاحسین واعظ کاشفی کلیله و دمنه را به انشای دوره‌ٔ خود بازگرداند و آن را «انوار سُهیلی» نامید.

- تاریخ‌نویسی در این دوره به اسلوب ساده رواج یافت، هر چند نمونه‌هایی با نثر پیچیده نیز در میان تاریخ‌های این دوره یافت می‌شود. در مقدمه‌ٔ کتاب ظفرنامهٔ شامی، که قدیمی‌ترین تاریخ نوشته شده دربارهٔ تیمور است، می‌خوانیم: «امیر تیمور به من دستور داد که ساده بنویسم؛ به‌طوری که عامهٔ مردم بفهمند.» تاریخ‌نویسی از اوایل دورهٔ مغول، به سبب علاقهٔ شدید آنان به ثبت وقایع مربوط به پدران و اجدادشان شروع شد و در دورهٔ تیموری هم ادامه یافت. حاشیه‌نویسی‌های متعددی نیز به نثر ساده بر تاریخ‌های قدیم انجام گرفت. البته باید توجّه داشت که این سادگی نثر همه جا یکسان نیست و نثر سادهٔ این دوره را نمی‌توان فصیح و بلیغ دانست.

- از دیگر ویژگی‌های نثر این دوره، ورود لغات قبایل مختلف ترک و مغول به زبان فارسی است که در دور‌ه‌ٔ تیمور سرعت رشد آن بیشتر شد؛ امّا این جریان در زبان فارسی دیری نپایید. سلطان حسین بایقرا و امیرعلیشیر نوایی در حوزهٔ ادبی هرات، ترکی‌گویی و ترکی‌نویسی را تشویق می‌کردند. امیرعلیشیر نوابی چند کتاب از جمله «محاکمة اللغتین» را به ترکی نوشت و ظهیرالدّین بابر هم «بابرنامه» را به ترکی نوشت. نمونه‌ای از کلمات دخیل که هنوز هم در زبان فارسی استعمال دارند، عبارت‌اند از: ییلاق و قشلاق (سردسیر و گرمسیر)، قشون (ارتش)، یورش (هجوم).

- به‌وجود آمدن سستی و ضعف در ساخت دستوری جملات نثر، از ویژگی‌های دیگر این دوره است.

2- ادبی

- در اندیشهٔ ادیبان این دوره، صنایع ادبی جای تعمّق و تفکّر را گرفت؛ امّا چون استعدادهای بزرگی در این عرصه ندرخشیدند، درکتاب‌های مصنوع و متکلّف بیشتر به ظاهرسازی و تصنع پرداختند و به استعاره‌های دور از ذهن و آوردن سجع‌های متوالی و بی‌روح روی آوردند.

3- فکری

- به علّت کشتن یا متواری ساختن فضلا و نابودی کتابخانه‌ها، از صحّت و اتقان مطالب کاسته شد و ضعف و انحطاط فکری این دوره را فرا گرفت.
- همچنین به علّت نبودن استادان بزرگ و از بین رفتن مراکز علمی، تحقیق و تتبّع در بین علما و ادیبان تضعیف شد.
- مدّعیان عرفان هم که به اقتضای زمانه با مغولان کنار آمده بودند، اندک‌اندک اصالت خود را از دست دادند و به درسی کردن عرفان و شرح اصطلاحات و پیچیده جلوه دادن مفاهیم آن پرداختند؛ در نتیجه در این دوره، کتاب عرفانی مهمی به نثر نوشته نشد.

خود ارزیابی (صفحه 40 تا 41 کتاب درسی)

 

شعر زیر را بخوانید و به پرسش‌ها پاسخ دهید:

آن یکی آمد درِ یاری بزد

گفت یارش: «کیستی ای معتمد؟

گفت من؛ گفتش «برو هنگام نیست

بر چنین خوانی مقام خام نیست

خام را جز آتش هجر و فراق

کی پزد کی وارهاند از نفاق؟

رفت آن مسکین و سالی در سفر

در فراق دوست سوزید از شرر

پخته شد آن سوخته؛ پس بازگشت

باز گرد خانه‌ٔ انباز گشت

حلقه زد بر در به صد ترس و ادب

تا بنجهد بی‌ادب لفظی ز لب

بانگ زد یارش که «بر در کیست آن؟

گفت «بر در هم تویی ای دلستان

مولوی

الف) دو مورد از ویژگی‌های زبانی ابیات بالا را بنویسید.
1- به کار بردن کلمات عربی، مثل «معتمد، فراق، نفاق»
2- در هم آمیختگی مختصات نو و کهن، مثل کاربرد «در» به جای «اندر»، کاربرد کلماتی چون «انباز» و کاربرد ساختار فعل «بنجهد.»

ب) ویژگی فکری حاکم بر شعر چیست؟
مولوی در این شعر ضمن ستایش عشق، روحیه‌ٔ عرفانی و اخلاقی را در مخاطب تقویت می‌کند و یادآور می‌شود که برای ترک خودبینی باید ریاضت کشید و رنج فراق دید تا «من» از میان برود و «او» باقی بماند.

پ) دو مورد از ویژگی‌های ادبی شعر را بنویسید.
1) استفاده از آرایه‌های علم بیان؛ مثل تشبیه (آتش هجر) و کنایه (پخته شد)
2) بهره‌گیری از قالب مثنوی جهت ارائه‌ٔ مضامین عارفانه 

ت) بیت پایانی را تقطیع هجایی کنید و در جدول بنویسید:

تقطیع هجایی مصراع یکم بان گ زَد یا رَش کِ بَر دَر کی س تان
تقطیع هجایی مصراع دوم گُف ت بَر دَر هَم تُ یی اِی دِل سِ تان

2- چرا در عصر مغول و تیمور، تاریخ نویسی رواج پیدا کرد؟ توضیح دهید.
تاریخ‌نویسی از اوایل دورهٔ مغول به سبب توجه آنها به زندگی اجداد خود شروع شده بود و در دورهٔ تیموری هم ادامه یافت. در تاریخ‌نویسی این دوره، توجه به نثر ساده رواج یافت تا عامهٔ مردم هم بفهمند؛ منتها باید توجه داشت که نثر سادهٔ این دوره فصیح و بلیغ نیست.

3- ویژگی‌های زبانی ابیات فردوسی و حافظ را در مثال‌های زیر با یکدیگر مقایسه کنید:

چنین گفت رستم به آواز سخت

که ای شاه شادان دل و نیک بخت

اگر جنگ خواهی و خون ریختن

بر این گونه سختی بر آویختن

بگو تا سوار آورم زابلی

که باشند با خنجر کابلی

بر این رزمگه‌شان به جنگ آوریم

خود ایدر زمانی درنگ آوریم

فردوسی

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل

شاید که چو وابینی، خیر تو در این باشد

هرکاو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

نقشش به حرام‌ار خود، صورتگر چین باشد

حافظ

زبان شعر فردوسی ساده اما زبان شعر حافظ قدری دشوار است. در شعر فردوسی، کلمه‌ٔ کهنه و مهجور همچون «ایدر» به کار رفته؛ اما در شعر حافظ ترکیبات نو، مثل «غمناک» مشاهده می‌شود و از کلمات مهجور و کهنه به ندرت استفاده شده است؛ علاوه بر این، در شعر حافظ نوعی آمیختگی مختصات نو و کهن دیده می‌شود. زبان فردوسی حماسی و کوبنده است؛ ولی زبان حافظ نرم و لطیف و توأم با غم و اندوه است.

4- یک مورد از ویژگی‌های فکری بیت‌های زیر را بنویسید؛ سپس تشبیه‌های موجودرا بیابید و نوع آن را مشخّص کنید.

آتش است آب دیدهٔ مظلوم

چون روان گشت، خشک و تر سوزد

تو چو شمعی از او هراسان باش

کاوّل، آتش ز شمع سر سوزد

سیف فرغانی

ویژگی فکری: توجه به امور اخروی، امور معنوی و اخلاقی. چنانکه در ابیات فوق، شاعر مقوله‌ٔ ظلم را مورد عنایت قرار داده و هشدار می‌دهد که از اشک مظلوم باید هراسید؛ این مضمون برآمده از اوضاع سیاسی و اجتماعی این دوره است که به جهت حمله‌ٔ مغول ایجاد شده است.
تشبیه فشرده: آتش (مشبّه‌به) است آب دیده‌ی مظلوم (مشبّه)
تشبیه گسترده:
تو (مشبّه) چو (ادات تشبیه) شمعی (مشبّه‌به) ... آتش ز شمع سر سوزد (وجه شبه)

5- ویژگی‌های فکری متن زیر را بنویسید.

بدان که شریعت، گفتِ انبیاست و طریقت، کردِ انبیاست و حقیقت، دیدِ انبیاست. سالک باید که اوّل از علم شریعت آنچه ما لابُدّ است، بیاموزد و یادگیرد و آنگاه از عمل طریقت، آنچه مالابُدّ است به جای آورد تا از انوار حقیقت به قدر سعی و کوشش وی روی نماید. 

عزیزالدّین بن محمّد نَسَفی

6- پایه‌های آوایی را در شعر فردوسی (خودآزمایی 3) مشخّص نمایید.

پایه‌های آوایی چ نین گف ت رس تم ب آ وا ز سخت
پایه‌های آوایی ک ای شا ه شا دان د ل نی ک بخت
درس 4: سبک شناسی قرن های 7 و 8 و 9 (سبک عراقی)